ديپلماسي عمومي، جامعه مدني و قدرت نرم
(مطالعه موردي ژاپن و ايالات متحده)
مترجم:سیدمحسن روحانی(کارشناس اداره همکاری های علمی و بین المللی دانشگاه امام صادق علیه السلام)

چکيده
کتاب پيش رو بر آن است تا با نگاهي دقيق به قدرت نرم، و از طريق تجزيه و تحليل عمقي دو بازيگر داعيهدار "قدرت نرم" جهان يعني ايالات متحده و ژاپن، مفهوم قدرت نرم با گرايش به روابط ايالات متحده و ژاپن را بيان نمايد. اکثر مطالبي که تاکنون در مورد قدرت نرم نوشته شده بيشتر بر رقبا و حريفان راهبردي ايالات متحده تمرکز داشته تا بر شرکاء راهبردي اين کشور. اين کتاب که به بررسي اتحاد ايالات متحده ـ ژاپن؛ همراه با تاريخ غني مبادلات نظامي، اقتصادي، ديپلماتيک و فرهنگي نگاشته شده است، منظر ايدهآلي را براي ارزيابي قدرت نرم فراهم آورده است.
کتاب حاضر (داراي يک مقدمه از سوي ناشر) از پيشگفتار، مقدمه و دو بخش در قالب شش فصل به شرح زير به رشته تحرير در آمده است. مقدمة ناشر با عنوان «وفاق ملي و قدرت نرم، رويکردي اسلامي»، تلاش دارد تا چند گزاره اصلي براي ورود به بحث وفاق ملي و قدرت از منظر اسلامي ـ ايراني را پيشنهاد دهد و از اين طريق بعدي تازه از قدرت نرم که بر الگوي مناسب مديريت اختلافات استوار است را براي تحقيقات بعدي مطرح نمايد. پس از مقدمه ناشر، پيشگفتار کتاب حاضر به بررسي و بحث در مورد «درک قدرت نرم» پرداخته است. سپس در مقدمه کتاب با عنوان «اهميت قدرت نرم»، به تجزيه و تحليل قدرت نرم در رابطه با مجموعه فزايندهاي از مباحثات عقلاني درباره ماهيت قدرت و نفوذ در امور جهاني پرداخته شده است. در ابتدا به ارزيابي موضوعات کليدي برخاسته از کتاب ناي و همکلامان وي پرداخته و سپس ـ و در جاي مناسب ـ بيان ميدارد که مولفين در کدام بخشهاي اين کتاب به بررسي اين موضوعات کليدي پرداختهاند. در ادامه به اين سوال پاسخ ميدهد که چرا روابط ايالات متحده ـ ژاپن تا اين حد زمينه حاصلخيزي براي کاوش درباره قدرت نرم فراهم آورده است؟ و در پايان نيز به همراه معرفي مختصري از ساختار کتاب، اقدام به نتيجهگيري کرده است.
پس از گفتارهاي مقدماتي حول موضوعات بنيادين درک/ برداشت و قدرت نرم، مقالات اين کتاب از دو فضايي که قدرت نرم در آن بکار گرفته شده يعني ديپلماسي عمومي و جامعه مدني عبور ميکند. نويسندگان اين کتاب بعنوان يک گروه، سعي ميکنند تا از طريق توجه بيشتر به شرايط تاريخياي که قدرت نرم در آن ايجاد شده و همچنين شرايط اجتماعي که در کيفيت ظهور آن تأثير داشته؛ از اشتباهات ادراکي که اغلب با قدرت نرم همراه است دوري کنند.
بخش اول با عنوان «درک و برداشت آمريکا و ژاپن نسبت به يکديگر»، چهار فصل اول کتاب را تشکيل ميدهد. فصل اول با عنوان «آمريکايي ستيزي در ژاپن»، بر آن است تا از طريق اشاره به اهميت تحليل قدرت نرم از منظر زمينههاي سياسي و فرهنگي چندگانهاي که جذابيت يک کشور ميتواند در آن زمينهها ايجاد شود، فضاي کتاب را آماده کند. اين فصل به آمريکاييستيزي نوين در ژاپن که از اواخر دهه 1990 بوجود آمده، تمرکز ميکند. اين آمريکاييستيزي ترکيبي از مليگرايي، رنجش و خشم نسبت به ناديده گرفتن ژاپن توسط ايالات متحده انزواطلب، و ترس از تسلط و برتري آمريکا است. نويسنده به بررسي اين موضوع پرداخته است که در ادبيات رايج ژاپن، «آمريکا» به چه صورتي تعبير و تفسير شده است و اينکه چگونه اين عبارات در ژاپن معاصر پخش شده، مورد استفاده قرار گرفته و اختصاصي شده است. هدف نويسنده تعيين مکان اين پديده در يک قلمرو تاريخي و اجتماعي ـ فرهنگي گستردهتر و کنکاش در پيچيدگيهاي سياسي و نظري آن است. همچنين اين فصل قصد دارد تا به بررسي عميق درک و برداشت ژاپنيها نسبت به ايالات متحده بپردازد. فصل دوم با عنوان «ديپلماسي عمومي؛ بهکارگيري قدرت نرم؛ مراحل کليدي ارسال و دريافت»، نگارنده حرکتي را در مسيري با گوناگوني بسيار آغاز ميکند و از خيزش اقتصادي ژاپن، عذرخواهي جنگ، برنامههاي مبادلات [علمي] و تروريسم حرکت کرده و نشان ميدهد که چگونه «ارائه محتاطانه» ژاپن و «طرح تهاجمي» قدرت نرم آمريکا ميتواند هم تأثيرات مثبت و هم منفي داشته باشد. نگارنده همچنين تعامل مشارکتياي را که قدرت نرم توليد ميکند بررسي، و آنرا از تبليغات تميز ميدهد. سرانجام، نگارنده بيان ميدارد که از نظر وي حکومت «قطب شبکه» و تسهيل کننده توليدات بخش خصوصي است و اضافه ميکند که حکومت بايد بر تلاشهاي کمتر قابل مشاهده تمرکز کرده تا فضاي پرثمري را براي بازيگران مرتبط همتراز با يکديگر ايجاد نمايد. نويسنده در فصل سوم با عنوان «قدرت نرم رسمي در عمل: ديپلماسي عمومي ايالات متحده در ژاپن»، روشهاي خاصي را ترسيم ميکند که بر اساس آن سفارتخانههاي ايالات متحده ارتباطات راهبردي و روزانهاي را با ژاپنيها پرورش ميدهند و همچنين موجب شکلگيري ارتباطي پايدار نيز ميشوند. وي استدلال ميکند که از زمان 11 سپتامبر تمايل آمريکا به فعاليتهاي آموزشي و فرهنگي براي دفاع از سياستها افزايش يافته است و ديپلماسي عمومي قالبي تبليغاتي پيدا کرده است. فصل چهارم با عنوان «ژاپن قدرت نرم با کار ميبرد؛ راهبرد و تاثير ديپلماسي عمومي ژاپن در ايالات متحده»، به بررسي استفاده و تأثير قدرت نرم ژاپن ميپردازد. در ابتدا به تجزيه و تحليل روشي که حکومت ژاپن به استفاده از قدرت نرم از طريق ديپلماسي عمومي اقدام نمود پرداخته شده است. در اين فصل به توصيف اهداف، بازيگران، و بودجه ديپلماسي عمومي ژاپن پرداخته و با ديگر کشورها مقايسه شده است. سپس به ارزيابي تأثير قدرت نرم ژاپن در رابطه ميان ژاپن و ايالات متحده پرداخته شده است. در اين فصل تغييرات ايجاد شده در درک و شناخت (در ايالات متحده) نسبت به ژاپن در طول پنجاه سال گذشته و مخصوصاً بعد از 11 سپتامبر و دوران پس از آن را مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است. براي اين منظور هم از نتايج نظرسنجيها و هم از شواهد داستانگونه بهره گرفته شده است. در نهايت بر اساس ارزيابيهاي فوقالذکر، به ارزيابي تأثير استفاده از قدرت نرم ژاپن در حصول اهداف سياست خارجي؛ در برابر ايالات متحده پرداخته شده است.
بخش دوم با عنوان «جامعه مدني»، جايگاه قابل توجه بازيگران غيردولتي در بکارگيري قدرت نرم بيان مي شود. اين بخش فصول پنجم و ششم کتاب را شامل ميگردد. فصل پنجم با عنوان «آقاي مديسون در قرن بيست و يکم؛ پخش جهاني حق دانستن مردم»، ا به بررسي قانون آزادي اطلاعات بهعنوان منبع قدرت نرم و پويايي رشد و تأثير آنها مي پردازد. نگارنده به کاوش در گستردگي آزادي قوانين اطلاعاتي در ايالات متحده و ژاپن بهعنوان شکلي از قدرت نرم ميپردازد. وي نشان ميدهد که ايالات متحده رهبر ترويج اين ايده بوده که بر اساس آن حق دانستن، در ذات دمکراسيهاي مردمي ـ جاييکه حاکميت با مردم است و نه با پادشاه ـ وجود دارد. فصل ششم با عنوان «قدرت نرم سمنها؛ نفوذ فزآينده ماوراء مرزهاي ملي»، به طور خاصي به سمنهاي ژاپن توجه شده است و پيرامون قدرت نرم آنها در چارچوب تجزيه و تحليل بيان شده، پرداخته شده است. بر همين اساس در اين فصل نه تنها به تحليل سمنهايي که بين اهداف انساندوستانه و سياست خارجي سازگاري دارند، ميپردازد بلکه آن دسته از سمنهايي را که بر ضد اقدامات حکومتي هستند؛ مانند «بازيگران جامعه مدني بينالمللي» که حتي به حکومتها پاسخگو نيستند، را نيز ارزيابي ميکند. علاوه بر اين، فصل حاضر آن محاسبهاي را از جنبش کوچک ولي رو به رشد سمنها در ژاپن شامل مطالعه در مورد «ژاپن پلتفورم» و «فراخوان جهاني براي اقدام بر ضد فقر» را ارائه ميدهد.